الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
209
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
السِّرَاط : راهى هموار و آسان گذر ، اصلش از - سَرَطْتُ الطَّعَامَ و زَرَدْتُه - است يعنى غذا را به راحتى بلعيدم ( ناجويده خوردن غذا ) . گفته شده راه سهل العبور را به اين تصوّر - سراط - گفتهاند كه سالك و رهروش آن را به سرعت طى مىكند گويى كه مثل بلعيدن سريع غذا است و با اينكه راه ، رهرو خود را مىبلعد و فرو مىبرد ( به سرعت از چشم دورش مىكند ) مگر نمىبينى گفتهاند - قَتَلَ أرضاً عَالِمُها و قَتَلَتْ أرضٌ جَاهِلَها : ( كه دانا و آگاه به سر زمين است راه را در مىنوردد ، گويى كه آن را مىكشد ولى مرد جاهل و ناآگاه به سر زمين ، راه و سر زمين او را مىكشد و در آن هلاك مىشود ) اين دو نظر را ابو تمام در شعرش آورده است : دَعَتْه الفَيَافِي بَعْد ما كان حِقْبَةً * دَعَاها إذا مَاءُ المُزْن يَنْهَلُّ ساكِبُه « 1 » ( بعد از اينكه باران بند آمده بود ، بيابانها او را مىراندند كه باران شديد ريزش داشت او در بيابان مىراند ) . سرع : السُّرْعة : نقطه مقابل كندى و آرامى است واژهء سرعت در اجسام ، و افعال هر دو به كار مىرود . مىگويند - سَرُعَ فهو سَرِيع : تند رفت و با سرعت است . و أَسْرَعَ فهو مُسْرِع : به سرعت راند و چالاك و شتابنده است . و أَسْرَعُوا : داراى شتربانى شتابندهاند ، كه مثل واژههاى - أَبْلَدُوا و سَارَعُوا و تَسَارَعُوا - است ( يعنى كندى كردند - شتاب كردند - و به سوى چيزى شتافتند )
--> ( 1 ) شعر فوق از حبيب بن اوس معروف به ابو تمام از قبيله طى است ، كه پدرش چنان كه گويند نصرانى بود پس از تشرّف به اسلام نام فرزندش را حبيب گذارد كه در زمان خويش در شعر و ادب يگانه بود با حسن اسلوب و زيبايى شعر كتاب حماسهء او دليلى بر فزونى فضيلت او دارد ، مىگويند ابو تمام 1400 ارجوزه شعرى غير از قصايد حفظ بوده ، بيتى از قصيدهء ( بانيّه ) او چنين است : و من ذا الّذى ترضى سجاياه كلّها * كفى المرء نبلا ان تعد معايب يعنى : چه كسى يافت مىشود كه همهء سجاياى او ، خشنود كند براى انسان همين بس كه معايبش كم و اندك باشند . ولادتش 190 هجرى ، و وفاتش 231 ( وفيات اعيان - 1 / 323 ) .